عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
949
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
يعنى تأسيس مجلس ، برحسب دستخط همايون خلد اللّه سلطانه و قول محكم حضرت و الا مىفرماييد ، همراه و تا همه جا حتى بذل جان حاضرم و الّا يك تنه « 1 » اقدام خواهد كرد تا مقصود حاصل شود يا مرگ در رسد . از چيزى پروا ندارم و دل از جان شسته در اين راه [ از ؟ ] اسباب افتخار خود گذشته بعد اقدام نمود . از جان گذشتن در اين راه اسباب افتخار خود و عشيرت من است تا قيامت . چيزى از عمرم باقى نمانده و به چيزى دلخوش نيستم مگر به انجام اين كار . جان [ دادن ] در راه اين كار خوب است . حضرت و الا ملوكانه اقدام فرموده اسمى از خود به خوبى در صفحهء روزگار ثبت فرمايند . چه مىدانند تا كى زنده و بر اين مسند جالساند . راضى نشوند كه اخلاف ما به ما لعن كنند چنانچه ماها از اسلافتان ممنون هستيم . التماس مىكنم زودتر شروع فرماييد . تأخير اين كار ولو يك روز باشد مضر و موجب پشيمانى است . » « 2 » طهران ميرزا على لشكرنويس توپخانه كه سررشتهدار است ، در عشر سوم ربيع الاول 1324 در خواب به خدمت امير المؤمنين ( ع ) مشرف شده خود را به قدمهاى آن حضرت مىافكند و گريه و ناله مىكند كه چرا به اين يك مشت رعيت ايران ترحّم نمىفرماييد ؟ فرمود به اين زوديها چند نفر خارج خواهند شد . آنوقت امور منظم خواهد شد . طهران چون در ماه ربيع الاول اعلانات و شبنامهها بر ضدّ دولت و هيجان ملت منتشر [ شده ] است ، اعظم السلطنه وزير نظميه را سخت اتابيك امر كرد كه صاحبش را به دست آورد . جواب داد كه عدهء آنها زياد است نمىتوان پاپى مردم شد و از دست من خارج است . اين بود كه استعفا كرد . دوباره به خود او دادند . در اعلانات شكايت از اتابيك و نيّر الدوله نوشته بود و نيز گفته بودند ما چهار نفر از وزرا و چهار نفر از علما را خواهيم كشت . طهران در روز سوم ربيع الثانى ، شاه در درشكهء دستى نشسته در حياط گردش كرد و به
--> ( 1 ) . به نوشته كسروى ، عين الدوله كلمهء يك تنه را يكشنبه خوانده بود و به روز يكشنبه به هراس افتاده بود . ( 2 ) . اين نامه ، با اختلافاتى نه چندان مهم در تاريخ مشروطه آمده با مصراعى در آغاز نامه : كو آن همه راز و عهد و پيمان . ( تاريخ مشروطه ايران / احمد كسروى ، اميركبير ، تهران ، چاپ يازدهم 1354 ش ، ص 81 / 82